تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۹
چرا اين گونه شديم ؟ چرا اينطور زندگي مي كنيم ؟ چه شد كه كيفيت زندگيمان كاهش يافت و افت پيدا كرد ؟ چرا و چرا و هزاران چرای ديگر ...
به نظر می رسد اگر عقلانی و منطقی و نه احساسی و هيجانی به مسائل اجتماعی نگاه بكنيم به طرز ساده ای به پاسخهای پرسشهايمان می رسيم :
به طور كلي ما دو گونه مشكل داريم : مشكل تاريخي و مشكل اجرايی .
به لحاظ تاريخي توسعه تمدنی كه در جهان غرب به خاستگاه اروپا بوجود آمد و مسير تمدن باستانی ، قرون وسطی ، پيشامدرن و مدرن را پيمود در ساير نقاط جهان بخصوص در ايران پيموده نشد . در ايران حلقه مفقوده دوره پيشامدرن سبب شد تا نخستين رويارويي ايرانيان با عقب ماندگی خود و پيشرفت ديگران در اوايل قرن نوزدهم و در خلال جنگهای ايران و روس بوجود آيد . پس از آن بود كه تلاش برای توسعه و پيشرفت به شكل سراسيمه اي در ايران بوجود آمد و بدون درك درستی از ماهيت توسعه غربيان صرفا به برخورداری از نتايج اين پيشرفت اكتفا شد . علاوه بر آن تقابلي كه جامعه سنتي ايران در لايه هاي مختلف از درباريان تا مردم عادي با ورود تفكر و كالاهاي تمدن جديد به ايران داشتند نيز سبب شد تا تفرقه و پراكندگي در مواضع ايرانيان با اين پديده بوجود بيايد كه كماكان نيز اين پراكندگی در جامعه ايران ديده مي شود . از يك سوي طيف افراد تندرو قرار دارند كه هز چيز غربي را نشانه غربزدگی و وادادگي به غرب مي دانند و مي بينند و از سوي ديگر طيف گروهی تنها مسير رشد و توسعه و كاميابی زندگانی مادی را تقليد از تمدن مدرن غربي و الگو گرفتن بي چون و چرای از آن مي داند . اين وضعيت نشانه به هم ريختگی فكری در درك پديده واحدی به نام مدرنيسم بوده كه نتيجه نامشخص بودن عبور تمدنی ايران از قرون وسطی به جهان مدرن بدون گذار از دوران پيشامدرن است .
نتيجه چنين وضعيتی بوجود آمدن ديدگاههای پراكنده و بعضا متضاد و بی هويت شدن تدريجی جامعه است . در اين شرايط نزديك كردن ديدگاه های افراد و رسيدن به تفاهم و درك متقابل جهت تصميم گيريهای كلان اجتماعی در ايران بسيار سخت و زمانبر و پر هزينه خواهد بود . بعلاوه هر گروهی كه زمامداری زندگی ايرانيان را برعهده مي گيرند چون تفكرات ايشان هماهنگ با الگوی جهانی نبوده و از موضع تمدنی خاصی به جهان می نگرد مي تواند ارتباط با جهان خارج را در مسير متفاوتی رقم بزند .
بدين سبب ملاحظه می شود كه بدون گذار از دوره پيشامدرن نمي توان چندان اميدی به توسعه پايدار در ايران بست .
از سوی ديگر به لحاظ اجرای زندگی اجتماعی می توان در چند سرفصل مشخص موانع و مشكلات را مورد ارزيابی قرار داد :
اولا عموم مردم به قانون و مقررات و حقوق اجتماعی توجه لازم و كافی نداشته و با بی مبالاتی به آن برخورد می كنند . نمونه واضح و برجسته آن در رانندگی مردم ديده می شود كه پايبندي ضعيف رانندگان به قوانين خود گواه واضحی بر اين مهم است .
ثانيا كار كردن ، سخت كوشي و توليد كردن ارزش كمتری به نسبت از زير كار دررفتن و سرهم بندی كردن امور دارد . گويی مردم به اين باور رسيده اند كه مسير موفقيت و خوشبختی در زندگی چيزی جز كار و تلاش و توليد است . زرنگ كسی نيست كه با تلاش بي وقفه و توانايی ذاتی خويش به موفقيتی می رسد بلكه كسی است كه با كار نكردن و از زير كار در رفتن به هدفش می رسد . اين را هم اضافه كنيم كه كار گروهی و تيمی بسيار ضعيفتر از كار فردی ميان ايرانيان است . برآيند اين وضعيت به شكل ضعف مديريت و استفاده از افراد غير متخصص در امور جلوه گر شده است .
ثالثا ميزان وقتی كه مردم جهت مطالعه صرف می كنند بسيار ناچيز بوده و علاقه چندانی به طور كلی به مطالعه خصوصا مطالعه تاريخ در ايران ديده نمی شود . حتي افرادي كه دز زمينه خاصی به كاري اشتغال دارند دز زمينه كاري خود بسيار كم مطالعه مي كنند .
حال با توجه به اينكه به لحاظ تاريخی مسير توسعه در ايران به درستی پيموده نشده و به لحاظ اجرای زندگی اجتماعی ضعيف عمل مي نماييم چگونه انتظار داريم شاهد رشد و توسعه پايدار در كشور باشيم ؟
ارسال توسط علیرضا بهاالدین پور
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه