برجسته ترين ويژگي هاي دين اسلام به عنوان روش زندگي آن است كه اولا به همه جنبه ها و نيازهاي اساسي و لازم زندگي ديني توجه نموده و ثانيا ميان بخشهاي مختلف زندگي تعادل و هماهنگي ايجاد نموده ، ثالثا روش و آئيني مختص گروه خاصي از انسانها نبوده و جهاني است و رابعا دعوت به تجربه شخصي پيامبر اسلام(ص) از هستي شناسي و كمالات انساني است .
با توجه به مطالب بالا توضيحات زير ضروري به نظر مي رسد :
اولا منظور از نيازهاي اساسي زندگي ديني چيست ؟ و اصولا زندگي ديني به چه معناست و چه تعريفي دارد و تفاوت اساسي آن با زندگي غير ديني چيست ؟
زندگي ديني در حقيقت روشي از زندگي انسان در طول حيات خويش است كه با هدف نزديكي به خداوند و تربيت نفس و خودسازي خويشتن انجام مي شود . در اين شيوه زندگي ، فرد ديندار زندگي را موهبت و هديه اي از جانب خداوند و هدفدار ديده و وظيفه اصلي و اساسي خويش را در تمامي شئونات و آنات زندگي تربيت نفس و خودسازي مي داند . به همين دليل همه حالات و آنات زندگي را هم به عنوان محمل و محلي براي يادگيري و كار مي فهمد و هم وضعيتي براي آزمون و امتحان الهي . كانون اصلي و مركز همه جنبه ها و لحظات زندگي ديني همان بندگي خدا و اطاعت از فرمانهاي او براي انجام خودسازي است .
بنابراين در اينجا روشن مي شود كه نيازهاي اساسي زندگي ديني همان اصول ، قواعد و روشهايي است كه وظايف بندگي و خودسازي را در همه لحظات زندگي براي انسان روشن نموده و راه فرمانبري و نزديكي به خداوند را در هر وضعيت و شرايطي به انسان نشان دهد . دين اسلام چنين امر مهمي را انجام داده و وظيفه دينداران را در همه جنبه هاي مادي و معنوي زندگي دنيوي انسان مشخص نموده است .
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ( نحل ۸۹ )
و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم
نكته مهم آن است كه دين وظايف بندگي و دينداري را در فرصت عمر مشخص نموده و نه ساير امور و كارهايي را كه خود انسان نيز مي تواند بدان بپردازد و با عقل و خرد جمعي براي مسائل و مشكلات هر روزه زندگي راه حلي بيابد . مثلا دين وظيفه اي ندارد در مورد اينترنت و فضاي رسانه و يا پرواز با هواپيما و غواصي درون اعماق دريا گزارشها بدهد . اينها مسائلي است كه عقل و خرد جمعي بشر براي حل آن و دستيابي به راه حل آنها كافي است .
ثانيا معني تعادل بخشي به جنبه هاي مختلف زندگي ديني بدين معناست كه دين ساحتهاي وجودي انسان را در دو بخش دنيا و آخرت تعريف نموده و با توجه به نيازهاي هركدام بين اين ساحتها تعادل ايجاد كرده است . از اينرو فرد ديندار علاوه بر اينكه به دنيا به عنوان محل آفرينش و زندگي فعلي خود مي نگرد و براي زندگي مناسب و با كيفيت مي بايست كار و تلاش خستگي ناپذيري هر روز انجام دهد از طرف ديگر مي داند كه زندگي دنيا موقتي است و سراي جاويد و زندگي بي پايان آخرت در انتظار اوست و براي زندگي خوب و با كيفيت در جهان ديگر نيز مي بايست تلاش نمايد . به همين دليل فرد ديندار علاوه بر فعاليتهاي روزمره زندگي نظير تحصيل ، كار ، تفريحات و اوقات فراعت ، خواب و استراحت و ... زمانهايي را براي پرداختن به عبادات و مناجات با خداوند و يا شركت در امور خيريه كه جنبه اجتماعي دارند اختصاص مي دهد . نكته كليدي در اينجا آن است كه اگر منافع زندگي دنيوي در تضاد با اوامر خداوند و منافع زندگي اخروي قرار گرفت فرد ديندار مي بايست منافع دنيوي را براي اطاعت از دستورات خداوند و رسيدن به منافع اخروي ترك گويد .
از اينرو دين ميان دنيا و آخرت ، عقل و قلب ، جبر و اختيار ، فرد و جامعه ، انعطاف و قاطعيت و ساير اموري كه به نظر متضاد مي آيند تعادل ايجاد نموده و از پرداختن يك طرفه به اين امور و زندگي تك بعدي كه منجر به بوجود آمدن انسان تك ساختي و جامعه تك صدايي مي شود جلوگيري نموده است .
تعادل در همه امور و شئون زندگي و ايجاد هماهنگي ميان جنبه هاي مختلف زندگي انسان ويژگي خاص و برجسته دين اسلام بوده به طوريكه مي توان مطابق اين معيار درباره كيفيت زندگي فرد يا جامعه اظهار نظر نمود . نتيجه ايجاد تعادل و هماهنگي همان نظم و آرامش و رشد و پيشرفت در زندگي است .
ثالثا دين اسلام آئين و روشي كه بخشي از انسانها را كنار بگذارد ، متعلق به گروه خاصي باشد ، دستورالعملي براي يك طبقه يا گروه اجتماعي يا قوم و ملت مشخصي باشد نيست ، دين اسلام منحصر در يك قطعه تاريخي يا يك منطقه جغرافيايي نيست ، دين اسلام براي همه انسانها در همه زمانها و مكانها و فارغ از جنسيت ، سن ، نژاد و فرهنگ و طبقه اجتماعي مي باشد . دين براي انسان به دليل انسان بودنش تنظيم شده و جهاني و بين المللي است .
رابعا دين اسلام در درجه اول تجربه ديني پيامبر اسلام(ص) بوده و مسلمانان در اين تجربه با پيامبر(ص) مشاركت نموده و همسفر مي شوند . از اينرو همه پيروان راستين اين دين مي بايست استانداردها و محدوديتهاي زندگي ديني را بپذيرند تا به نتايج و اثرات آن دست يابند . به همين دليل محور وحدت بخش امت اسلامي پيامبر(ص) بوده و تبعيت و اطاعت از فرامين و دستورات پيامبر شرط لازم و كافي دينداري است .
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه