بي گمان آزادي و عدالت از مقدسترين مفاهيم بشري هستند ،گواه آنكه صدها هزار نفر در طول تاريخ براي دستيابي و استقرار آنها جان خويش را از دست داده ، يا سالهاي طولاني در زندان و اسارت به سر برده و شكنجه هاي وحشتناكي را متحمل شده اند . چنين اهميتي سبب شده تا ببينيم از منظر دين چه رابطه اي ميان اين دو مي تواند وجود داشته باشد ؟ آيا يكي مقدمهاي بر ديگري است ؟ به عنوان مثال آيا عدالت مقدم است بر آزادي ؟ يا مسئله به گونه ديگري است ؟
به عنوان مقدمه آيات زير را بررسي مي نماييم :
1 . كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (بقره213 )
مردم (در آغاز) یک دسته بودند؛ (و تضادی در میان آنها وجود نداشت. به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد،( در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت میکرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند؛) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانههای روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. (امّا افراد بیایمان، همچنان در گمراهی و اختلاف، باقی ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند.
مطابق آيه هدف از بعثت انبياء دعوت به توحيد و يكتاپرستي و نيز داوري عادلانه و تنظيم روابط اجتماعي بر مبناي عدالت ميان مردم است .
2 . وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( نحل 36 )
ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید. خداوند گروهی را هدایت کرد؛ و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیبکنندگان چگونه بود!
بر پایه اين آيه هدف از بعثت انبياء و دعوت به دين ايمان به خدا و يكتاپرستي و نيز مبارزه با طاغوت و حكام ظالم مي باشد .
بنابراين پس از دعوت به خداپرستي دو مسئله اجتماعي به عنوان دستور كار همه اديان الهي قرار مي گيرد : برقراري عدالت و مبارزه با طاغوت و حاكمان فاسد و آزادي از قيد اسارت دستگاههاي ظلم و جور . نبود عدالت و آزادي نتيجه يكساني خواهد داشت : ظلم .
يكي از واژه هاي كليدي در زندگي بشر و مفاهيم پركاربرد در قرآن ظلم و مفاهيم مرتبط با آن مانند ظالم ، مبارزه با ظلم و ... مي باشد . بي گمان در جايي كه تبعيض وجود داشته باشد و حقوق افراد ناديده گرفته شود بروز ظلم قطعي است . عدم اعمال قانون و يا نابرابري افراد در برابر قانون به معني بي عدالتي و ظلم خواهد بود . از طرفي اعمال محدوديتهاي خودساخته و سليقگي حاكمان خودكامه و دخالتهاي نابه جا در زندگي خصوصي مردم و نيز ايجاد محدوديتهايي كه ضرورتي نداشته و عامه مردم آنها را روا نمي دارند و نيز موانعي كه جهت مقابله با حقوق فردي در جامعه ايجاد مي شود منجر به تضعيف آزادي گشته و برخورد با آن ظلم را نتيجه خواهد داد . گويي ظلم ميوه و نتيجه درختي است كه از خاك فاسد بي عدالتي و نبود آزادي تغذيه مي نمايد . گويي اين هوي و هوس و غرايز و مطامع دنيوي انسان است كه او را به چنين سيستم و دستگاه نامطلوبي سوق داده و هدايت مي نمايد .
بنابراين واضح است كه هيچكدام از آزادي و عدالت مقدمه بر ديگري نيست و نمي توان براي رسيدن به يكي ديگري را محدود نمود يا به طور موقتي ناديده گرفت بلكه آزادي و عدالت مانند دو روي يك سكه و دو بال براي پرواز انسان و جامعه هستند . همينطور مي توان به روايات متعددي كه از جانب پيشوايان معصوم ديني(ع) رسيده عنايت داشت كه در خصوص عدالت ،برخورد با ظلم و ظالمان و آزادي بيان و ... گفته شده است .
با آزادي و عدالت است كه جامعه توحيدي محقق مي شود همانگونه كه در آيات بالا به وضوح بيان شده است .
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه