توصيه به گريه و عزاداري بر امام حسين(ع) و مصايب ايشان مي تواند ابعاد گوناگوني داشته باشد ،
در نظر اول ابراز احساسات و همدلي و غمگساري با مصيبت پيش آمده ،
اما واقعه قرنهاست تمام شده و هيچكدام از بازماندگان دو طرف باقي نمانده اند ، چه براي ابراز همدردي چه براي انتقام ،
بنابراين اين ابراز احساسات و تخليه هيجانات مي تواند تبديل به آئين و سنت شده و مناسكي اجتماعي با موضوع عزاداري ديني را پديد آورد تا از اين طريق همبستگي اجتماعي تقويت شود ،
اما باز نمي توان به همين مقدار كاركرد بسنده نمود چرا كه براي ايجاد همبستگي اجتماعي روشهاي ديگري هم هست پس چرا گريه ، و چرا عزاداري ؟ !!
شايد منظور اين باشد كه آنچه موضوع رفتار انسان در هميشه زندگي است موضع او در برابر حق و باطل است : حسيني عمل نمودن يا يزيدي برخورد كردن . در مدرسه ، در دادگاه ، در رانندگي ، در تجارت ، در سياست ، در برخورد با ارباب رجوع ، در كارخانه و فروشگاه و ... همواره هنگام مواجهه با حق و باطل پذيرش و تسليم در برابر حق همان حسيني عمل نمودن و انكار و برخورد با حق يزيدي عمل كردن است . و انتخاب يزيدي عمل كردن و رحجان آن بر حسيني عمل نمودن حقا مصيبتي است كه شايسته گريستن و غمگساري است .
جامعه اي كه وجه غالب رفتاري آن يزيدي عمل كردن باشد به راحتي حسين (ع) لگدكوب مي كند ، نه پيكر حسين(ع) را بلكه افكار و عقايد و ارزشها و رفتار حسيني را . چنين جامعه اي شمر و عمر سعد و حرمله را كساني مي داند كه آب را مي بندند و احتكار مي كنند اما اگر خود اقدام به احتكار كالاهاي مورد نياز مردم بنمايد آن را عملي پست و زشت نمي بيند .
در اين شرايط عزاداري هم زنگ خطري است براي جلوگيري از يزيدي رفتار كردن هر فرد و نيز غلبه يزيدي رفتار كردن بر حسيني رفتار نمودن و هم يادآوري اين موضوع است كه مردم با محاسبه رفتار ساليانه خود ببينند در كدام سو قرار دارند ، آيا امروز نيز اكثريت با يزيديان است يا حسينيان ؟
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه