واژه قرآن به معناي خواندني است . يعني كتابي كه انسان مي بايست آن را مطالعه نموده و اطلاعات آن را مورد بررسي قرار دهد. البته عده بسياري تصور مي كنند منظور از خواندن قرآن تنها خواندن متن عربي آن بوده و صرفا امري عبادي محسوب شده و هدف ثواب بردن است . از همين گروه برخي كه خاصترند و استعداد خوبي در آواز خواندن نيز دارند قرآن را با صداي حزين و صوت خاصي قرائت نموده و خواندن قرآن را به معني قرائت با صوت و لحن خاصي معني مي نمايند . ايشان به معناي حداقلي از قرائت قرآن بسنده نموده و آن را معادل معناي حداكثري گرفته اند . قرآن خود به بهترين شكل خود را معرفي نموده و مراتب استفاده از خود را بيان نموده است :
در جايي مي خواهد تاحد توان قرآن خوانده شده يا گوش داده شود :
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ (مزمل آيه ۲۰)
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(اعراف ۲۰۴)
در جاي ديگر خود را كتاب هدايت ، بياني براي همه مردم و راهنمابراي متقين مي داند :
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (بقره ۲)
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ(يونس۵۷)
در واقع قرآن متني ديني است كه حاوي اطلاعات و اخباري درباره خدا ، فرشتگان ، عوالم وجود ، داستان پيامبران و اعمال و احكام ديني بوده و از انسان مي خواهد با تدبر و تفكر در آيات خدا ، ايمان آورده و اعمال پسنديده اي را انجام دهد . دريافت چنين فهمي از قرآن زماني بدست مي آيد كه فرد با عبور از ظواهر قرآن در معني آيات نگريسته و تفكر كرده باشد و بتواند ارتباط مفاهيم را با يكديگر بدست آورد .
مرحله بالاتري از اين نوع قرائت از قرآن ، آگاهي به اين موضوع است كه خواندن به معني بيان و اداي كلمات به تنهايي نيست ، بلكه خواندن عملي است كه مقدمه آن بيان كلمات و عبارات ، آنگاه توجه به مفاهيم و دريافت معاني و سپس ، جمعبندي و تفسير مطالب و تغيير رفتار است . به بيان ديگر مطابق آنچه در روانشناسي يادگيري درباره سطوح شناخت گفته مي شود و معروف به طبقه بندي بلوم مي باشد يادگيري از ساده ترين مرحله تا عاليترين آن عبارتست از دانش،فهميدن،بكار بستن ، تحليل ، تركيب ، قضاوت و ارزشيابي ، خلاقيت و آفرينندگي. هر مرحله اي با دروني سازي اطلاعات و تغيير رفتار همراه بوده و موجب شخصيت سازي انسان مي شود . از اين ديدگاه قرآن كتابي است حاوي كلمات و عبارات عربي كه حاوي مفاهيم ديني پيرامون خداوند و پرستش او بوده و هدف آن خوانش ،توضيح و تفسير توحيدي از هستي و بودن و ساختن شخصيت خود و خداآگاه انسان است . چنين متني در هر مرحله از يادگيري قابل پياده سازي بوده و رفتار فرد را تغيير مي دهد . بنابراين مي توان براساس طبقه بندي بلوم براي يادگيري ، يادگيري قرآن را نيز به شرح زير طبقه بندي كرد :
۱ – مرحله دانش : آموختن متن عربي قرآن و قواعد خواندن آن ، درست و روانخواني قرآن ، حفظ برخي سوره هاي قرآن ، آشنايي با اجزاء قرآن مانند آيه ، سوره ، حزب ، جزء ، تعداد آيات ؤ ... . اين مرحله همان پذيرش دين و اسلام است .
۲ – مرحله كاربرد : از اين مرحله به بعد مراحل ايمان شروع شده و با گذشت زمان و عبور فرد از مراحل مختلف يادگيري و تغيير رفتار و به پيروي از آن تغيير شخصيت وي ، ايمان فرد كامل مي شود . در اين مرحله فرد مومن سعي مي كند قواعد و دستورات قرآن را در زندگي خويش اجراء نموده و پياده نمايد . به عنوان مثال اصولي كه در آيه زير آمده اجراء مي شود :
قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(انعام ۱۵۱)
۳ – فرد مومن با استفاده و تمرين آيات قرآن در زندگي خويش خود را براي درك عميقتري از آيات آماده مي كند . تحليل آيات و محتواي قرآن و انطباق آن با زندگي امروز . در حقيقت با چنين دركي فرد مومن ايمان خويش را به روز رساني نموده و محتواي قرآن را در ظرف زمانه خويش در مي يابد .
۴ – با تحليل آيات قرآن و شرايط زمانه زمينه براي تركيب اين دو ،شرايط براي به روز رساني درك فرد از دين فراهم شده و دينداري در روزگار جديد معنا مي يابد . گويي فرد اينك ناگزير است لباسهاي كهنه عقيدتي و رفتاري خويش را به درآورده و لباس نويي از دينداري برتن نمايد . گرچه اقدام به اين عمل بسيار مشكل بوده اما نتايج آن بسيار عميق و لذتبخش است .
۵ – اينك فرد ديندار عميقا خود را متاثر از زندگي قرآني ديده و با ديدي ديگر به ارزيابي عالم و امورات آن مي پردازد . از منظر چنين فردي خدا حقيقت هستي است و آنچه كه هست قدرتنمايي اوست . در اين مرحله قرآن معناي ديگري مي يابد : قرآن ، خوانش ، بيان و قرائت توحيدي از بودن ، هستي و آدمي است . قرآن كتاب خداشناسي ، شناسنامه خدا و فعل اوست . قرآن قرائتي از هستي با محوريت و مضمون شناخت خداي يكتاست .
۶ - در مرحله خلاقيت و آفرينندگي درحقيقت نتيجه و حاصل يك عمر دينداري و قرآني زندگي كردن آشكار مي شود . در اين مرحله كه خواص از مومنان و بندگان شايسته و خاص خداوند به آن مي رسند شخصيت ديني فرد شكوفا شده و جلوه هاي اسماء و صفات خداوند در فرد آشكار مي شود . اين مرحله نيز درجات بسياري داشته و نهايت آن به حقيقت خاتم الانبياء(ص) مي رسد .
الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ(رعد۲۹)
چنين دركي از قرآن كمك مي كند كه نكات بيشتري را در اين خصوص دريابيم :
- موضوع قرآن خدا و فعل اوست و چيزي غير از خدا موضوعيتي در عالم ندارد . قرآن مي خواهد چگونگي درك و فهم خدا ، چگونگي افعال الهي و نيز معني بودن ، هستي و زندگي را با توجه به مفهوم خدا بيان نمايد . مراد و مقصود از چنين قرائتي شناخت خدا و شرح اوصاف و اسماء الهي و نيز بيان فعل و نحوه فاعليت خداست به گونه اي كه مشاهده گر عالم را به عنوان فعل خدا درك نموده و بتواند نحوه فاعليت خداوند را در جهان هستي توضيح دهد . اين روش درك و فهم جهان به گونه اي است كه به تبيين جايگاه هر موجود و پديده اي در نظام هستي و نسبتش با خداوند منجر شود . نتيجه قرائت توحيدي نيز مشخص است : انسان به توانايي خداي خواني و سخن گفتن با حضرت حق مي رسد . همين امر توانايي و جايگاه انسان را در عالم مشخص مي نمايد . قرآن به معني قرائت توحيدي از هستي ، عالم و هرآنچه كه در آن هست را به اسم خداي مي خواند يعني هر آنچه كه لباس هستي بر تن مي نمايد متعلق و وابسته به خداوند بوده و جلوه گاه قدرتنمايي خداوند است . از اينرو همه هستي ملك خداست و او صاحب و مالك واقعي همه چيز است . هر فعل و اراده اي وابسته و برخاسته از فعل و اراده خداست . گويي خداوند مانند نوري در حباب شيشه اي است كه آن حباب به بيشمار شكل و رنگ و اندازه نور را از خود خارج مي نمايد . هر شعاع و اشعه نور وابسته به منبع و سرچشمه نور است . از ديدگاه قرآن هر چيزي همانند شعاع نوري كه از منبع نور سرچشمه گرفته و وابسته به آن بوده ، از خداوند سرچشمه گرفته و عين تعلق و وابستگي به خداوند است . هيچ چيزي هويت و هستي مستقلي از خداوند ندارد .
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (نور۳۵ )
- خواننده و مفسر قرآن انسان است البته انساني كه قواي ادراكيش به مرحله مناسبي از درك و فهم رسيده تا معاني آن را دريابد . هرچه توانمندي انسان در درك مفاهيم قرآن بيشتر شود خدا را بهتر مي شناسد . در عاليترين شكل آن انسان كامل يا پيامبر قرار دارد كه به بهترين وجهي قرآن را درك مي نمايد . از اين رو خواندن قرآن با آگاهي و انديشه همراه بوده و شروع وحي نيز همين مضمون را در خود دارد :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ(علق ۱ )
- هر قرائت ، خوانش و درك و تفسير از رويدادها ، وقايع و عوالم وجود وابسته به فردي است كه عمل خوانش را انجام مي دهد . بنابراين هر قرائتي خصوصيات محدوديت و نسبي بودن را خواهد داشت . از آنجاكه قرآن خوانش هستي به معناي تمام و كمال مي باشد بنابراين شخص پيامبر مي بايست از تنگناي محدوديت و نسبيت خارج شده باشد . اين وضعيت جز با رياضتهاي خاص و تربيت ويژه اي كه پيامبر براي خويش انجام داده و به اذن خدا موفق به طي طريق شده ميسر نمي شود . پيامبر درنتيجه خودسازي به مرتبه اي از هستي انساني رسيده كه توانسته هستي را فارغ از محدوديت و نسبيت مشاهده نمايد . با بيرون كردن تعلقات انساني و خروج از هرآنچه كه موجب از خودبيگانگي انسان مي شود پيامبر تبديل به موجودي جهاني مي شود. در اين شرايط و حالات روحي است كه وحي نازل گشته است . درحقيقت نزول وحي با بالا رفتن روح و جان پيامبر از مدارج انساني تا ملكوت خداست همراه بوده ، سپس از جانب خداوند در قالب انسان كامل ساخته مي شود . قرآن قرائتي نيست كه انساني در ضمير خود ساخته و پرداخته و منتشر نموده باشد بلكه عنايت خاص خداوند به فردي خاص سبب نزول وحي مي گردد . به همين دليل قرآن سخن و كلام خدا بوده و منزلگاه آن روح و جان پيامبر(ص) است . در غيراينصورت عده زيادي با ذوق و سليقه خويش مي توانستند نمونه هايي مانند آن را بياورند و به دليل خصوصيات حاكم بر قرائت انساني همگي با يكديگر مغايرت و اختلاف داشتند.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ، عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ(شعراء ۱۹۳،۱۹۴)
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا(نساء ۸۲)
-متن قرآن كاملا متني عبادي و ديني است و اصليترين كاركرد آن توجه و هدايت انسان به سوي خدا و پرستش اوست . همين موضوع سبب مي شود كه خواندن قرآن همراه با حالات روحي خاصي (تواضع ، تفكر،حزن) نزد انسان باشد . همچنين خواندن متن همراه با تدبر در معاني آيات به عنوان انجام يك عمل و فريضه ديني بوده و مي تواند مشوق كسب پاداش و ثواب باشد .
- قرآن پيرامون حوادث و وقايع طبيعي دو گونه تبيين ارائه مي دهد : نخست تبيين علمي و دوم تبيين تفسيري . در تبيين علمي مراد شرح يك رويداد طبيعي در قالب فعل خداست مانند نزول باران يا آفرينش انسان . در تبيين تفسيري يك رويداد مقصود عطف توجه انسان به معني باطني خاصي است كه آن رويداد مي تواند كمك خوبي براي فهم موضوع نمايد . در حقيقت رويداد طبيعي مثالي است براي فهميدن معاني باطني در زمينه نظام الهي هستي . در اين حالت اگر نتوان معني تفسيري را از معني علمي تميز داد دچار اشكال خواهيم شد و قرآن را برخلاف يافته هاي علمي خواهيم دانست . مانند اينكه پرتاب تير توسط انسان نبوده و خدا آن را پرتاب نموده است .
وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى (انفال ۱۷)
در تبيين ديني سوال از بودن ، آفرينش ، آفريننده ، هدف از آفرينش و جايگاه آفريده در نظام هستي و پايان جهان است . در بيان علمي سوال از نسبتها ، اندازه گيري خواص اشياء و مراحل و قوانين آفرينش است . به عبارت ديگر تبيين ديني براي بيان شروع و پايان يا مبداء و معاد عالم بوده و تبيين علمي براي بيان نسبتها ، قوانين و خواص موجودات استفاده مي شود.
- - قرآن كتاب انسان سازي و راهنماي انسان به سوي خداست . قرآن با وصف خدا و صفات او و جايگاه ويژه انسان كامل در ميان آفريده هاي خدا اهميت تربيت نفس و خودسازي را براي انسان بيان مي كند و راه خدايي شدن صفات انسان و نزديك شدن به خدا را نشان داده و طي طريق را آموزش مي دهد .به همين دليل فقط كساني كه مي خواهند به سوي خدا حركت نموده و تغيير رفتار و شخصيت يابند بوسيله قرآن هدايت مي شوند و نه ديگران . مهمترين ويژگي اين افراد فرمانبرداري از دستورات خدا و پرهيز از گناه به عنوان مهمترين مانع رسيدن به خداست .
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (بقره۲)
بنابراين قرآن همانند نقشه راه از طريق ايمان و انجام اعمال صالح از سوي فرد ، انسان را به سوي خدا هدايت مي نمايد .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ(يونس ۹ )
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه