خرید بک لینک

دين همانند ساير ابزارها و وسايلي كه براي رفع نيازها و حوايج انسان مورد استفاده قرار مي گيرد ، خود نيز يك وسيله است . از اينرو لازمست تا با شناخت كاركردهاي آن و نحوه استفاده از آن ، همچنين با آگاهي بر هدف استفاده از آن بتوان نتايج بهتري از دينداري و دين ورزي گرفت . بنابراين مي توان درخصوص دين پرسشهاي اساسي زير را مطرح نمود :

- سازنده دين چه كسي است ؟

همانطور كه گفته شد دين نيز يك وسيله است با اين تفاوت كه ابزارها و وسايلي كه آدمي استفاده مي كند بوسيله او ساخته شده اند . موبايل ، هواپيما ، خانه ، اينترنت ، جامعه ، فرهنگ و ... همه اسباب و وسايلي انسان ساخته هستند كه در استخدام بشر براي تامين نيازها و خواسته او بكارگرفته مي شوند . اما دين وسيله اي انسان ساخته نيست بلكه وسيله اي است كه خداوند آن را ساخته و تنظيم نموده است . نكته بسيار مهم آن است كه خداوند اين وسيله را مطابق با ساختمان آفرينش انسان تنظيم نموده و طراحي كرده است .

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿روم۳۰﴾

"پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمى دانند."

نكته ديگر و بسيار مهم آن است كه در همين آيه اشاره شده كه آفرينش خدا ،مقصود آفرينش انسان تغييري نداشته و دين هميشگي و جاودان است . بنابراين استفاده از اين ابزار هيچگاه كهنه نشده و از زندگي انسان خارج نمي شود .

- هدف از استفاده از دين چيست ؟

هدف از استفاده از دين همان پاسخگويي به سوالات اساسي زندگي و درك معناي بودن ، هستي و زندگي است . آدمي مي خواهد معناي بودن را درك نمايد و با آغاز و انجام خود و جهان آشنا شود . آيا عالم سازنده و آفريننده اي دارد ؟ هدف و مقصود از پيدايش و آفرينش موجودات چيست ؟ آيا جهان پاياني دارد ؟ سرنوشت انسان در زندگي چگونه رقم مي خورد ؟ معني انسان بودن چيست ؟ وظيفه انسان در زندگي چيست ؟ مرگ را چگونه بايد فهميد ؟ آيا هستي معنايي دارد ؟ و ... . اينها سوالاتي اساسي يا فلسفي هستند كه دين پاسخهاي آنها را روشن نموده و داده است .

از نگاه دين ، انسان و جهان سازنده و آفريننده و صاحبي دارد كه همه چيز با تمام هويتشان وابسته به اويند . به همين دليل سازنده و آفريننده صاحب حقيقي عالم بوده و صفت خدايي داشته و ساير موجودات همگي بندگان اويند . رابطه انسان با خدا نيز رابطه بنده و خداوند مي باشد . از منظر دين انسان استعداد و توانايي رشد و شكوفا شدن در جهت كسب اسماء و صفات خداوند را دارد . به عبارت ديگر انسان برخلاف ساير موجودات كه ماهيت و چيستي مشخصي دارند و از ابتداي تولد تا پايان عمر برمبناي آن ماهيت رفتار نموده و زندگي مي كنند ، ماهيت و چيستي مشخص و ثابتي نداشته و خود موظف است خود را بسازد و هويت خود را تعيين كند . آن چنان كه علوم روانشناسي و علوم اجتماعي نشان مي دهند شخصيت انسان توسط ژنتيك و جامعه ساخته مي شود . اما اين شخصيت سازي اجباري و نه اختياري است و انسان اختياري در انتخاب شخصيت و سرشت اصلي خويش ندارد . دين راه جديدي را پيش روي بشر گذاشته و حق انتخاب شخصيت را به فرد مي دهد .اما اين انتخاب با توجه به هدف نهايي خودسازي و تربيت نفس معنا مي يابد . از نگاه دين ، شخصيت اصلي انسان همان خدايي شدن و بدست آوردن صفات خدايي است و انسان توانايي رسيدن به اين هدف مهم را دارد . از اينرو انسان مي تواند انتخاب كند كه مسير زندگي ديني و تربيت ديني وخودسازي را طي كند و ويژگيها و صفات الهي را كسب كند و يا اينكه دين را به كناري نهد و خود را به ژنتيك و جامعه بسپارد و شخصيت اجباري غريزي-اجتماعي را بدست آورد .

بنابراين هدف از استفاده از دين پس از شناخت خداوند و آغاز و انجام جهان ، خودسازي و تربيت خويشتن براي رسيدن به صفات خدا و نزديك شدن به خداوند است . در اين مرحله انسان اختيار دارد كه يا خود معمار شخصيت خويش باشد يا معماري خويشتن را به غرايز و جامعه بسپارد .

3) دين چه ماموريتها ،كاركردها و وظايفي دارد ؟

با توجه به آنچه گفته شد دين براي انسان سازي فرستاده است اما دستورات و قواعد ديني به همه ابعاد زندگي انسان در بعد مادي و معنوي ، فردي و اجتماعي ، دنيوي و اخروي توجه نموده و تلاش نموده تا نيازهاي اصلي طي مسير را مشخص نموده و با ايجاد تعادل ميان آنها بدان پاسخ گويد . دين آمده است تا بشر را به سوي خدا و خود حقيقي انسان هدايت نمايد .

وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿اعراف۵۲﴾

"و در حقيقت ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را از روى دانش روشن و شيوايش ساخته ايم و براى گروهى كه ايمان مى آورند هدايت و رحمتى است"

هَذَا هُدًى﴿جاثيه11﴾

"اين رهنمودى است"

طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ ﴿نمل 1﴾

"طا سين اين است آيات قرآن و كتابى روشنگر "

هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿نمل۲﴾

"اين برنامه هدايتي هيچگونه عيب و نقص و اشكالي نداشته و بشر را به درستي به سوي خداوند هدايت مي نمايد ."

وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿يونس۳۷﴾

"و چنان نيست كه اين قرآن از جانب غير خدا به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق كننده آنچه پيش از آن است مى باشد و توضيحى از آن كتاب است كه در آن ترديدى نيست از پروردگار جهانيان است."

- حدود انتظارات از دين چيست ؟

از دين مي بايست در همان حد ماموريت و كاركردش انتظار داشت . وظيفه دين ساختن خانه و جاده و پل نيست ، ايجاد بانكداري و اختراع اينترنت و پول الكترونيكي نيست ، يا پيشگويي درباره اكتشافات علمي و ... . دين قرار نيست كسي را ثروتمند يا دانشمند و يا مشهور سازد ،همه اين امور انساني بوده و توسط خود انسان برنامه ريزي شده و با تلاش انسان قابل پيگيري است . بلكه وظيفه دين نشان دادن راه رسيدن به خدا ، خودسازي ، آرامش بخشي و معني دار و هدفمندبودن زندگي است . دين به انسان گوشزد مي كند كه زندگي او ابدي است و مرحله زندگي دنيوي مقدمه اي براي ابدي شدن است اما چون جهتگيري كلي زندگي ابدي در همين دنيا رقم مي خورد به همين دليل قواعد و ضوابط خاصي براي هدايت صحيح زندگي انسان تا پايان عمر تعريف شده و عمل به آن جهتگيري دايمي و هميشگي زندگي انسان را تا رسيدن به خدا مشخص مي نمايد .

از طرف ديگر دين براي مقابله با مشكلات و مواجهه با سختيها و مصايب توصيه هاي مشخصي داشته و كاركرد آرامش بخشي را از طريق دعا و انواع عبادات به نتيجه مي رساند . همچنين براي ايجاد همبستگي ميان دينداران توصيه به انجام عبادات دسته جمعي و به صورت جماعت شده تا از اين طريق جنبه هاي نمايشي مناسك ديني نيز به سرانجام برسد .

بنابراين مي توان گفت دين چارچوبي فكري و معنايي از طرز كار عالم و ابزار تربيت نفس و خودسازي انسان براي نزديك شدن به خداوند و خدايي شدن صفات انسان است .

برچسب: نویسنده: متین دادخواه تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 19:38

صفحه بندی