تاريخ : پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳
اراده به دانستن گوهر انسانیت و اخلاق و فرهنگ نتایج آن هستند . هر زمان که اخلاقیات جامعه تضعیف شده و فرهنگ متناسب با تحولات پیرامون رشد نیابد انسانیت به یغما خواهد رفت .
لازم به ذکر است که از منظر جامعه شناسی اخلاق و فرهنگ خاص هر جامعه بوده بنابراین ارزشی نسبی دارند اما اخلاق و فرهنگی عام ، مطلق و جهانی وجود دارد که اتفاقاً وابسته به هیچ جامعه خاصی نبوده و اساساً ساخت اجتماعی نیست بلکه نمایش بیرونی هویت انسانی است . این گونه از اخلاق با تولد انسان همراه او هست و مستقل از زمان ، مکان ، جنسیت و فرهنگهاست . اگر اراده به دانستن ذاتی و درونی انسانیت باشد نمایش بیرونی آن اخلاق انسانی بدون تعلق به زمان و مکان خاص یا جنسیت خاص خواهد بود . اخلاق و فرهنگ انسانی نتیجه فوری و قطعی اراده به دانستن و زیستن به عنوان انسان است .
چنین اخلاقی از یک سو موجب می شود که زیبایی و زشتی یا حسن و قبح رفتار برای انسان معنا یابد و از سوی دیگر از مقام فرد در جایگاه انسانی وی محافظت می نماید به گونه ای که ترک اخلاق زشت ، مذموم و ناپسند بوده و خدشه جدی بر انسانیت او وارد خواهد کرد .
مهمترین اصل اخلاق انسانی ارزشمندی تن و روح انسان است به گونه ای که هیچ چیز در عالم از تن و روح انسان مهمتر و ارزشمندتر نیست . بنابراین شناختن روشهایی که موجب حفظ بدن و روان آدمی می شود اهمیت داشته و پرداختن به آن خوب و پسندیده خواهد بود و غفلت از این کار یا پرداختن به اموری که بدن و روح آدمی را بی ارزش سازد زشت و ناپسند خواهد بود . دلیل خوبی و بدی بسیاری از کارهایی که می کنیم همین است .
از آنجاییکه انسان هر چیز ارزشمندی را می پوشاند و برای آن حریم و حفاظ قایل می شود پس انتظار می رود که برای ارزشمندترین چیزی که دارد یعنی وجودش ( روح و بدن) حریم تعریف نموده و از آن مراقبت نماید . عدم استفاده ازحریم شخصی در این خصوص عملی خلاف اخلاق و غیر انسانی و قبیح خواهد بود . پوشاندن ، حریم قایل شدن و دور از دسترس و دید دیگران قرار دادن از جمله شیوه هایی است که انسان برای حفظ خود بکار برده و عدم انجام این امور خلاف اخلاق است . مانند اینکه کسی خود را برهنه نموده و بدن خود را بدون هر نوع پوششی در معرض دید دیگران قرار دهد . این کار خلاف اخلاق و شعور عام انسانی است .
اگرچه برخی با خلط اخلاق عام انسانی با اخلاقیاتی که زاییده فرهنگهای خاص است تلاش می کنند عریانی و برهنگی را وجهی عقلانی و منطقی بدهند و برای آن محملی اجتماعی تعریف نمایند اما هیچگاه نخواهند توانست تا در برابر این اصل عام و فطری و فرافرهنگی پاسخ مناسبی بدهند .
اراده به دانستن به انسان حکم می کند تا ارزشمندترین چیزی را که دارد دور از دسترس و دید دیگران قرار دهد . در غیر اینصورت هنگامی که خود به یغما رفت اراده ای برای دانستن وجود نخواهد داشت .
ارسال توسط علیرضا بهاالدین پور
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه