تاريخ : یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳
دینداری عامیانه
نخستین مرحله و گام در تجربه دینی است . در این مرحله فرد رفتار خود را
بیشتر بر مبنای حلال و حرام و به قصد کسب ثواب تنظیم نموده و قالبهای خشک
فقهی رفتار او را شکل می دهد . نگاه چنین دینداری به قهرمانان و پیشوایان
دین نیز کاملا اسطوره ای است . برای او پیامبر یا امام اسطوره ای است که
فاصله بسیاری با او داشته و برای خشنودی او می بایست اعمالی انجام دهد .
مرحله بالاتری از دینداری عامیانه ، دینداری عالمانه است . آنچه
که مشوق فرد در تجربه اندوی دینی در این مرحله می شود کسب معارف و فهم
تازه از دین و یادگیری و خود سازی است . برای چنین فردی بدست آوردن ثواب در
درجه دوم اهمیت قرار داشته و لذت فهمیدن دین بالاتر از آن می باشد . از
دید چنین دینداری الگوهای دینی علاوه بر اینکه نمایی آسمانی و روحانی دارند
چهره ای انسانی و زمینی یافته و خاصیت اسطوره ای خود را از دست می دهند .
دینداری عارفانه مرحله ای بالاتر از دو نوع دیگر بوده و با محوریت عشق به
هستی و با هدف وصول به معبود انجام می شود . در دینداری عالمانه فرد تلاش
می کند قرائت توحیدی از هستی را دریافت نماید اما در دینداری عارفانه فرد
تلاش می کند به سرچشمه وحدت عالم برسد و با او همصحبت گردد . در این وضعیت
تجارب دینی فرد رنگ و بویی دیگر یافته و ثواب و عقابی که در دینداری
عامیانه مطرح بوده جز با وصل و هجران معنا نمی یابد . عاشق حق خود را هر
لحظه منعم به الطاف او دانسته و درکی نو از هستی می یابد .
عوام به
گمان باطل دینداری خود را غایت و نهایت دینداری می دانند و به طرد سایر
اقسام تجربه دینی می پردازند . از دید ایشان حصار تنگ احکام فقهی همه تجربه
دینی را شامل شده و هر آنچه خارج آن قرار گیرد برخلاف دین می باشد . از
اینرو عقلانیت و تکثرگرایی در دینداری عامیانه جایگاهی نداشته و تقلید
یگانه وظیفه مومن دانسته می شود . متاسفانه برخی نیز برای رد دین ، دینداری
عامیانه را مساوی با همه دین می گیرند و به طرح اشکالات آن پرداخته و اصل
دین را نفی می کنند غافل از انکه دینداری عامیانه فقط مقدمه و شروعی است
برای تجربه دینی .
ارسال توسط علیرضا بهاالدین پور