تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳
دزدی پدیده جالبی است زیرا می توان هم به لحاظ روانشناختی هم جامعه شناختی و هم از منظر تئوری بازیها آن را مطالعه کرد .
اما آنچه که قصد دارم در اینجا به آن بپردازم خصوصیت و ویژگی اجتماعی دزدی
است . شاید بتوان از الگوی دورکیم برای مطالعه دزدی استفاده کرد . دورکیم
در بحث خودکشی قائل به 4 نوع خودکشی بود :
خودکشی خودخواهانه ، خودکشی نوعدوستانه ،خود کشی نابهنجار ، خودکشی تقدیرگرایانه .
می توان برای دزدی نیز چنین الگویی ساخت : دزدی خودخواهانه ، دزدی نوع دوستانه ، دزدی نابهنجار و دزدی تقدیرگرایانه .
دزدی خودخواهانه ناشی از تضعیف پیوندهای فرد و جامعه و دور افتادن فرد از
اجتماع است به گونه ای که فرد با امیالش واگذار شده و خود را در مقابل
انبوهی از مشکلات می بیند . این نوع از دزدی می تواند با جنایت نیز همراه
شود .
دزدی نوعدوستانه ناشی از حالتی است که یکپارچگی اجتماعی بسیار
قوی بوده و فردیت و تنظیمات اجتماعی افراطی آن را موجب می شود . در این نوع
از دزدی سارق به خاطر جلب توجه و رضایت خاطر دیگران می دزدد .
دزدی
نابهنجار مربوط به زمانی است که تنظیمهای هنجاربخش رفتار فردی سستی گیرند و
انسان نتواند امیال خود را مهار کند . این حالت زمانی اتفاق می افتد که در
یک سیستم اجتماعی نظیر خانواده یا مدرسه قوانین و قواعد لازم برای هدایت
رفتار وجود نداشته و نظارتهای کافی بر افراد وجود ندارد . مانند دزدیهایی
که در مدرسه یا دانشگاه یا محل کار اتفاق می افتد .
دزدی تقدیرگرایانه
هنگامی رخ می دهد که قانون و نظم بیش از اندازه بوده و فشارهای غیر معمول
برای ایجاد نظم خاص اجتماعی سبب می شود کسانی که اقدام به سرقت می کنند
آینده خود را مسدود و علایق خود را سرکوب شده و دور از دسترس دیده و نظام
اجتماعی را مسبب مشکلات بدانند مانند کسانی که اقدام به اختلاسهای کلان می
کنند .
علل واقعي دزدیها نيروهاي اجتماعي اندكه ازجامعه اي به جامعه ديگر ،ازگروهي به گروهي ديگر و ازمذهبي به مذهب ديگر متفاوت بوده و در
بحرانهای اقتصادی تشدید می شود .
ارسال توسط علیرضا بهاالدین پور
برچسب:
نویسنده: متین دادخواه